آتبين

بر آن شدیم تا به منظور بالا بردن سطح علمی دانش آموزان و افزایش آمادگی آنان برای شرکت در کنکور سراسری، در دروس ادبیات، فیزیک و شیمی سوالات استانداردی را مطرح کنیم تا هم در فربه شدن دانش سهمی داشته باشیم و هم نشریه را از دانشجویی صرف خارج کنیم:

۱- کدامیک را نمی توان با مکانیک کلاسیک(نیوتنی) توجیه کرد؟
الف) مثلث برمودا ب)واکنش هسته ای ج)فرار شهرام جزایری د)همه موارد

۲- کدامیک از گزینه های زیر فرّار تر است؟
الف) آب ب)اتر ج)الکل د)شهرام جزایری

۳- کدامیک از ابیات زیر به شهرام و فرارش اشاره مستقیم تری دارد؟
الف) چو دزدی به بند آورد روزگار****دگر دزدها را نماند قرار
ب) همه از پول تو سرگشته و فرمانبردار****شرط انصاف نباشد که تو در نروی
ج) چو سر و کارت با زندان فتاد****هم زبان دسته چک باید گشاد



آرمین بوستانی

چو آمد رئیس شورای سیاست گزین
به پیش مدیر و کلماتوریست

بگفتا گز این ایده نوگرا
منوّر کنم اختر و ماه را

بگفتند که هرچه بود، خوش بود
همان کس که دندان دهد، نان دهد (مولوی)

به آنها بگفت زاین تیرهای منتقدان
یکی هم برند سوی لوگونشان

تا کی به مدد دو بال آزاد نشست
که الآن عصر موشک و فانتوم و جت است


ادامه...


غرغرو



خانه تمیز است. پيك نوروزي را چند روز قبل تمام كرده اي، لباسهای نو بر تن کرده ای و سبزه را كه از روزها قبل پرورش داده اي در سفره هفت سین گذاشتي و درکنار اعضای خانواده... واقعاً حال آدم را از شما به هم مي خوره! آخه به شما ميشه گفت آدم؟! عشق و صفا رو ول كردين افتادين دنبال اين كارهاي خفت بار... خوب اين همه سبزه ريخته تو خيابون... يا نهايتش برين بخرين... هفت سين و ماهي قرمز هم كه شده سه تا صد تومن...چرا اينقدر تريپ سنتي بازي در ميارين؟...

ادامه...


يعني اولش قرار شد گواهينامه بگيرم، بعد ديدم تا وقتي موقت دايمي بشه دل صاحبم آب مي شه. بي خيال شدم و زدم تو كار كنكور... كتاب و جزوه و تست بود كه من شده بودم مسؤول دپو كردنشون... آقايي كه شما باشي داشتم قانون نيوتن رو مي خوندم كه فكر زدن يه ميوه فروشي زد به مغزم. افتادم دنبال مغازه اجاره اي و شريك بي كلك و پروانه كسب و اينجور چيزا... دنبال همين پروانه هي توي پله هاي شهرداري بالا و پايين مي رفتم كه چشمم خورد به اون سربازه كه روي صندلي براي خودش لم داده بود و ملت رو تماشا مي كرد. از يه طرف شرط پروانه براي گرفتنش، كارت پايان خدمت بود و از طرف ديگه بدم نمي اومد يه چند وقتي هم براي مرد شدن وقت بذارم. آقا دفترچه رو پست كرديم و رفتيم خدمت. آنچنان روزهاي اول مرد شدم كه يهو ديدم اون ور ديوار پادگانم و يكي هم داره داد مي زنه فراري ام ... فراري.
با همون حال و اوضاع نيمچه مردي، توي پارك در حال تفكر بودم كه...


ادامه...


بهمن مهران

بچه تا من این نامه رو می نویسم بپر اون بره برای من کباب کن. نه ... وایستا بیا در حین نوشتن این نامه من رو باد بزن. مهمتره! بره رو هر خر دیگه ای هم می تونه کباب کنه. قبل از نوشتن نامه لازمه یه کار دیگه هم بکنم...کله ات رو بیار پایین...شترق!!! این پس کلگی سهمیه امروزت رو هم زدم! آخیش دلم خنک شد! حالا چرا گریه می کنی؟ بیا این تراولها رو بگیر اشک هات رو پاک کن... بیا... نه راستی این تراول ها که کثیفن.دماغم رو باهاشون پاک کردم! برو از توی جاتراولی گلریز(!) تراول بردار اشک هات رو پاک کن. برو دیگه. بعد از فرار هیچ نامه ای به ایران ننوشتم! ممکنه نگرانم شده باشن!

نامه ای به مردم ایران

کلاه بر میداریم...!

سلام به ایران و ایرانی؛

من شهرام جزایری عرب فرزند ایران؛ تکه نانی دارم! خرده هوشی! .... [بچه تندتر باد بزن، مثل اینکه اینجا هاواییه ها!] خب داشتم می گفتم راستش اینجا هوا بس ناجوانمردانه گرمه، این کلفت نوکرامونم هم هر چی پس کله شون می زنیم، تراول بهشون می دیم کارشون رو درست انجام نمی دن.قربون همون زندان توی ایران!!!


ادامه...


صفحه:  1  |  2  |  3  |  4  |  5  |  6  |  7  |  8  |  9  |  10  |  11  |  12  | 13 |  14  |  15  |  16  |  17 

website monitoring service